تبلیغات
کانون فرهنگی شهید فراحی شیراز - 24 رمضان سالروز شهادت شهید فراحی و شهید مرادی از گردان امام حسین لشگر 19 فجر فارس
کانون فرهنگی شهید فراحی شیراز
جبهه جدید جهاد فکری
قصه ی شهید فراحی
آری 24 رمضان هر سال یاد آور پرواز دلیر مردانی از یاران خمینی است که با شور حسینی رزمیدند تا امروز من و شما آسوده باشیم.

24 رمضان المبارک 1406 هجری قمری برابر با 12 خرداد 1365 هجری شمسی
 
و بالاخره
قصه ی شماره 1 و 2   شهید فراحی


یکی از روز های بهار 1365 کربلایی محمد علی فراحی پس از شرکت در جلسه ی فرماندهان پایگاه های مقاومت بسیج شیراز ماموریت پیدا می کند تا اعلام نیاز فوری جبه های جنگ به نیرو های تازه نفس رابه اهالی شهرک امام حسین علیه السلام برساند.
او که برای باور های خود اهل عمل بود انتقال پیام اعلام نیاز جبهه به نیرو را با شرایط خودش برای اعزام به جبهه  می سنجد و به علت اینکه برای لبیک به نیاز فوق، آمادگی ندارد؛ به قصد این که فردی پیدا کند تا آمادگی ماموریتِ اعلام عمومی را داشته باشد و آماده ی عمل به آن هم باشدٰ به منزل یکی از بسیجیان مسجد به نام علی  می رود.

 از اینجای قصه را  علی می نویسد:
پیش از آنکه پدر و مادرم بفهمند که او برای چه کاری به منزل ما آمده است بهش گفتم که مواظب باشد تا آنها، از این موضوع با اطلاع نشوند!
از اول اسفند ماه 1364 تقریبا 45 روزی گذشته بود که از منطقه ی عملیاتی فاو (والفجر 8) برای شرکت در امتحانات سوم دبیرستان برگشته بودم و فراحی برای اعزام مجددم آمده بود تا ماموریت انتقال پیام اعلام نیاز جلسه ی فرماندهان بسیج شیراز را بر عهده ام بگذارد.
عذر او برای تردیدش در اعزام فوری به جبهه این بود که یک مسافر تو راهی داشت که امروز و فردا بود که چشم به دنیا باز کند!
عذر من هم تازه برگشتنم از جبهه برای شرکت در امتحانات سوم ریاضی و فیزیک بود!
همین دو عذر ما هر دو را وادار می کند تا از اعلام نیاز جبهه ها به نیرو بپرهیزیم.
هردو به نتیجه رسیدیم که شاید اسماعیل که به تازگی با رای اهالی به عضویت شورای اسلامی شهرک امام حسین انتخاب شده بود و رئیس شورا هم بود آمادگی اعزام به جبهه را داشته باشد.
هر دو از منزل ما حرکت کردیم تا پیش از اذان مغرب به منزل اسماعیل برویم.
اما سر کوچه ی مسجد که رسیدیم از بلندگوی مسجد صدای عجلوا بالصلاه حاج آقا انصاری دزفولی را شنیدیم که تازه از جبهه برگشته بود و بهترین گزینه  برای اعلام عمومی بود.
بنابر این رفتیم مسجد تا ایشان را توجیه کنیم.

آن شب حاج آقا انصاری تازه نفس که به تازگی از جبهه بازگشته بود نفسش مثل باجناقش حاج صادق آهنگران  خیلی گرم و نافذ بود.
بعد از نماز جماعت مغرب و عشا به نماز گزاران گفت که جبهه ها به نیروی تازه نفس احتیاج فوری دارد.

آن شب نزدیک به 20 نفر از پیر و جوان حاضر در نماز جماعت داوطلب اعزام به جبهه شدند؛ غیر از کربلایی محمد علی فراحی و من!
فردای آن شب که نه، یکی دوروز از آن شب که گذشت؛ داوطلبان اعزام به جبهه با هم برای ثبت نام و اعزام به جبهه حرکت کردند به سمت ناحیه ی دو بسیج شیراز واقع در چهار راه حافظیه ابتدای خیابان قرآن.
آن روز هم من برای ثبت نام آمده بودم و هم کربلایی محمد که یکی دو روز از تولد پسرش می گذشت.
از اینجا به بعد یک مشکل داشتیم و آن هم اینکه هم اسماعیل رئیس شورای شهرک و هم کربلایی محمد فرمانده ی پایگاه بسیج مسجد آمده بودند تا برای اعزام به جبهه ثبت نام کنند.
و این در حالی بود که بعضی از اعضای شورای شهرک و بعضی از اعضای شورای پایگاه، معتقد بودند که از این دو نفر، یکی باید بماند و یکی به جبهه برود.
در این که یکی باید بماند آن دو هم قبول کردند، اما این که چه کسی بماند را هر کدام به دیگری حواله می داد و خودش را یرای اعزام به جبهه مستحق تر می دانست!
این کشمکش نتیجه ای نداشت جز اینکه هردو به این نتیجه رسیدند که برای ثبت نام هردو می آیند، ولی برای ماندنشان، نظر مسئول ثبت نام را حرف آخر دانستند.
می گفتند که هرچه فرمانده ی وقت ناحیه دو بسیج سید علی دوست بین گفت، همان را عمل می کنیم.
 و همین هم شد.
جمع داوطلبان که به ناحیه دو رسیدیم سید علی دوست بین آمد تا تکلیف داوطلبین اعزام به جبهه را روشن کند.
 و از اینجای قصه بماند انشاء الله برای نوبتی دیگر...






نوع مطلب : با ولایت، جهاد، امر به معروف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : متن وصیت نامه شهید کربلایی محمد علی فراحی و قصه یا ناگفته هایی از شهید روز ها وشبهای قدر اردیبهشت 65،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


کانون فرهنگی شهید فراحی مسجد جامع شهرک امام حسین سلا م الله علیه در شیراز فضای مجازی را مجالی برای نشر اندیشه و فکر اسلامی می داند و در این راه با همکاری جوانان شهرک تصمیم به دفاع در عرصه ی جنگ نرم دارد.
تجربه ی جنگ سخت تحمیلی را با 14 شهید و 5 آزاده و 10 جانباز پشت سر دارد و برای آینده از این تجربه ی گرانقدر استفاده می کند تا در زمیته سازی ظهور فضای مجازی را نیز عطر آگین بوی شهیدان بهشتی کند.
این جهاد فکری را به یاری خدا با وصیت نامه فرمانده ی شهید پایگاه مقاومت شهید خورشیدی مسجد شروع می کند؛ وصیت نامه ی شهید کربلایی محمد علی فراحی، که زندگی این شیعه ی راستین امام علی سلام الله علیه، بسی درس ها برای شیرازی ها داشته و دارد.
در سالی که ولی امر مسلمین اقتصاد مقاومتی را مطرح نموده اند، الگوهای جهاد اقتصادی مشعل های راه جامعه ی اسلامی هستند که هنر ما در شناسایی و ارزیابی و الگو پذیری از آنهاست.
اگر به تاریخ اسلام و الگوهای معصوم اشاره کنیم ممکن است گفته شود که آنها کجا و ما کجا؟ ما که معصوم نیستیم؛ و اگر شهدای معاصر را اسطوره های دست نایافتنی بدانیم باز هم در الگو پذیری از آنها ممکن است بهانه تراشی کنیم و بگوییم که این اسطوره ها، دور از دسترس هستند.
اما در این مسیر کانون فرهنگی شهید فراحی از الگوهایی از جنس همین مردم فعلی شیراز برای زندگی مؤمنانه خواهد گفت.
فعلا بعنوان تبرک با وصیتنامه شهید شبها و روزهای قدر ماه مبارک رمضان (اردیبهشت سال 1365) شهید فراحی حال کنید؛ تا روز های آینده معلوم بشود که چرا مزد این شهید، شهادت در ایام شهادت مولا و مقتدایش بوده است. و این راز در روزها و صفحات آینده به فضل خدا و انشاء الله فاش خواهد شد.

مدیر وبلاگ : کانون فرهنگی شهید فراحی
Flag Counter
پیوندهای روزانه
نظرسنجی
شما نظر بدهید ما عمل می کنیم. از 31 موضوع مرتبط با شهیـد کربلایی محمد علی فراحی برای شما کدام گزینه جذاب تراست؟ رأی بیشتر تکمیل زود تر













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Online User